سرویس فرهنگی سراج24: سینمای ایران بالاخره پس از مدتها از سکون و سکوت خارج شد و فیلمی به معنای واقعی کلمه «خوب» را به خود دید؛ «تنهای تنهای تنها» همان فیلمی است که همیشه منتظر دیدنش بودهایم؛ یک فیلم دیدنی، اما ساده و سالم، جذاب اما پاک از ابتذال، سیاسی اما به دور از سیاستزدگی، دردمند اما فارغ از سیاهنمایی و از همه مهمتر اینکه یک فیلم ملی است و مسائل روز کشور را سرلوحه درام قرار داده است. موضوعاتی همچون انرژی هستهای، تحریم، مذاکرات با ۵+۱ و… همه بدون شعارزدگی و درشتنمایی در پسزمینه روایت فیلم قرار دارند.
«تنهای تنهای تنها» نخستین تجربه کارگردانی فیلم بلند سینمایی از سوی «احسان عبدیپور» محسوب میشود. فیلمساز جوانی که پیش از این، فقط چند فیلم کوتاه و تله فیلم از جمله «همسنگار»، «افسانه ۹۸»، «توریست» و … را ساخته بود. با این حال با نخستین فیلمش توانست توجه مخاطبان سیویکمین جشنواره فیلم فجر را جلب کند و در بخش تجلی اراده ملی این جشنواره ۱۱ جایزه بگیرد و در دومین جایزه سینمایی گفتمان انقلاب اسلامی نیز رتبه برتر را کسب کرد.
حالا این فیلم در سینماهای کشور اکران شده و باید منتظر ماند و دید آیا میتواند با استقبال مردم همراه شود؟ به نظر میرسد که در صورت تبلیغات صحیح و حمایت رسانهها و نهادهای فرهنگی از فیلم، رکورد تازهای از فروش را این بار برای یک فیلم سربهزیر، اما کمنظیر شاهد باشیم. چون شایستگی چنین استقبالی را دارد و برخلاف خیلی از فیلمها که هدفشان جشنوارههای خارجی است، این فیلم برای مردم ساخته شده است.
«تنهای تنهای تنها» داستان پسر نوجوانی به نام رنجرو است که در بوشهر و نزدیک نیروگاه هستهای این شهر زندگی میکند. او پسربچهای خیالباف است و مثلاً در سکانس شروع فیلم، شاهدیم که به تصور حمله یک هواپیمای جنگی روی یک ضدهوایی میپرد و متجاوز را هدف گلوله قرار میدهد. او با یک نوجوان روس، دوست میشود. با اینکه هیچیک زبان یکدیگر را نمیفهمند، اما به قدری با هم صمیمی میشوند که همه فکر میکنند رنجرو زبان روسی میداند! رنجرو هر روز در روزنامهها و اخبار درباره امتیاز وتو و مذاکرات هستهای و تحریم و… میخواند و میشنود. ذهن او درگیر این مسائل میشود و با همه درباره آنها بحث میکند، اما سرانجام تصمیم میگیرد تا برای رساندن پیام صلحطلبی مردم ایران به رؤسایجمهور دنیا و دفاع از حقوق کشورمان به سازمان ملل برود!
آنچه سبب شده تا «تنهای تنهای تنها» را فیلمی متمایز با سایر آثار سینمای کشورمان بدانیم، هم ایده ناب و پرکشش آن است و هم ساختار خاص و بومیاش. ایده نوجوانی که در اثر دیدن مظالم نظام سلطه علیه کشورمان، تصمیم میگیرد که از حق دفاع کند، زمینهساز برآوردن فیلمی است که در عین سرگرمکننده بودن، مضمونی متعالی و راهبردی دارد. همین ایده، امکان ترسیم ساختاری متوازن، میان رئالیسم و فانتزی را به وجود آورده است. بیآنکه وجه تخیلی و فانتزیک فیلم، تصنعی به نظر برسد. همچنان که این فیلم ضمن جدی بودن، طنزآمیز است و مخاطب را با شادی و نشاط همراه میکند.
قهرمان فیلم، رنجرو (با بازی میثم فرهومند) تجسیمی است از «نوجوان ایرانی»؛ با همه خوشیها و غمهایش و شیطنتهای شیرینش. یکی از کمبودهای رنجآور سینمای ما به تصویر نکشیدن چهرهای درست از نوجوانان ایرانی است. این درحالی است که بیشتر تماشاگران فیلمهای ایرانی، نوجوانان هستند.
«تنهای تنهای تنها» یک فیلم ملی است؛ آنچه در فیلم به نمایش درآمده، زندگی روزمره مردم بخشی از این سرزمین است. متأسفانه در اغلب فیلمهایی که طی سالهای اخیر ساخته شدهاند، تصویر واضح و شفافی از زندگی مردم ایران به نمایش در نیامده. به بیان بهتر، تصویر مردم جامعه ما در بیشتر فیلمها، مخدوش و «سانسور شده» است. اما این فیلم توانسته به تلفیقی متعادل از سختیها و امیدهای زندگی مردم ایران دست بزند. شور زندگی و مبارزه در نما به نمای فیلم پدیدار شده است. استفاده از لهجه شیرین بوشهری و بهکارگیری رنگهای شاد و متنوع و همچنین حضور پررنگ دریا در قابهای فیلم، تجلیگر مفاهیم امیدوارانه است.
یکی از واقعیتهای تکاندهنده درباره سینمای ما این است که تا پیش از «تنهای تنهای تنها» تقریباً هیچ فیلمی بهطور جدی به آرمان ملی «انرژی هستهای» نپرداخته بود. این درحالی است که حدود ۱۵ سال است که کشور ما بر سر این آرمان دچار چالش شده است. نکته عجیب اینکه برخلاف سینمای ما، در آن سوی مرزها چند فیلم علیه برنامه هستهای ایران ساخته شده است.
اهمیت فیلم از آنجاست که در آن، مسئله هستهای با رویکردی صلحطلبانه تصویر شده است. دوستی رنجرو با نوجوان روس، آن هم در شرایطی که زبان یکدیگر را نمیفهمند، گویای این مثل معروف است که «همدلی از همزبانی خوشتر است».
به همین دلیل هم این فیلم میتواند یک سفیر فرهنگی لایق برای ایران در آن سوی مرزها باشد. ای کاش به جای فیلمهایی که چهرهای تحقیرآمیز و سیاه از مردم و فضای اجتماعی کشورمان نمایش میدهند، فیلمهایی چون «تنهای تنهای تنها» به عنوان نماینده سینمای ایران در محافل و جشنوارههای خارجی معرفی شوند.



